شاخههاى درخت انگور بر روى پايههايش افتاده است ،
وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً
آن وقت مىگويد : كاش به پروردگارم شرك نمىآورم ، و اين از باب ياد آورى سخنانى بود كه دوستش مىگفت و او را مىترسانيد .
وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ
گروهى نبودند كه به او كمك كنند تا فتنه را دفع كنند يا موجبات آن را از بين ببرند ،
يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً
خودش از بلاى خدا نمىتواند جلوگيرى نمايد
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ
اين جمله در موضع تعليل است ، و ولايت با فتحه تصرّف و نصرت و يارى كردن و تربيت است و با كسره سلطنت و امارت و فرمانروايى است كه با هر دو خوانده شده است ، و لفظ « هنالك » اسم اشاره است كه با آن به مكان نزديك اشاره مىشود ، و مقصود از آن مرتبهاى از نفس است كه تشبيه به مكان شده است .
در آن حال كه آرزوهاى نفس از همهى ما سوى اللّه قطع مىشود براى نفس روشن مىشود كه ولايت از آن خدا است ، و ظاهر مىشود كه فقط خدا حقّ بوده نه غير خدا ، ولايت خدا باقى و ولايت غير او ( خدا ) باطل است .
بنابراين فايدهى توصيف به حقّ مشعر بر اين است كه حقّ بودن خداى تعالى واضح و روشن است و باطل بودن غير خدا ، و تأويل و تنزيل آيه بر موسى با عقل فقير و محتاج ، و بر فرعون با نفس غنى ، و دو صفحهى