تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ
و او با فخر و خودپسندى و غرور و غفلت از خدا به خود ستم كرد .
قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً
در حالى كه به صورت سبز و خرمى بستان‌ها مغرور شده بود و از خدا و قدرتش غافل ، گفت :
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً
غرور بالاخره منجر بر انكار معاد شد ،
وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً
بر فرض كه من به سوى پروردگارم برگردم همان‌طور كه تو گمان مىكنى ؛
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ
آيا به كسى كافر شدى كه تو را بر حسب مادّه دور از خاك آفريده است ؟ !
ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ
و بر حسب مادّه نزديك از نطفه خلق كرده است
ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا لكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً
اصل « لكنا » لكن انا بوده ، همزه جهت تخفيف حذف شده و دو نون در هم ادغام شدند و در حال وصل به نيّت وقف با الف اجرا شده است .
وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ
تقدير « هذا ما شاء اللّه » يا « ما شاء اللّه كائن » است گفتن « ما شاء اللّه جهت اقرار به قدرت خداى تعالى و اين كه همه چيز با مشيّت خدا محقّق مىشود
لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ
اين جمله مقول قول است ، يا سخنى از همسايه صاحب بوستان است .