تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ
شايد پروردگارم در دنيا و آخرت بهتر از بوستان تو به من بدهد .
وَ يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً
لفظ « حسبانا » جمع « حسبانة » به معناى صاعقه است
مِنَ السَّماءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً
باغ و بوستان تو تبديل به بيابان بىآب و علف بشود كه گياه و درختى در آن نيست ؛ زمين « زلق » به به زمينى گويند كه گياه در آن نباشد .
أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً
يا آب آن باغ به زمين فرورود
فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً
پس هرگز نتوانى آن آب را بيابى ، بدين گونه كه با پاك كردن و لاىروبى مجراى آب و اخراج آب ، از آن منبع ديگر نتوانى آبى تحصيل نمايى
وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ
تمام اموالش يا تمام ميوه باغ او از بين مىرود ، چنانچه دوستش گفت و به او انذار كرد ، و در خبر آمده است كه خداوند آتش بر آن دو باغ فرستاد و سوزاند و آب نهرى هم كه بين دو باغ جارى بود خشكيد .
فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ
از نهايت حسرت و اندوه ، زيرا شخص حسرت خورده و ناراحت پشت و روى دستش را بر ران‌هايش مىزند ، يا اين كه از غايت تحيّر و سرگردانى دست بر دست مىزند ،
عَلى ما أَنْفَقَ فِيها
حسرت مىخورد كه چقدر خرج آن باغ كرده است .
وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
آن باغ خشك شده و