تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
برخى گفته‌اند مثال بزن حال مؤمن را در زهدش بر زندگى دنيا و قناعتش به اندك و ناچيزى از آن ، و حال كافر را در جمع كردن مال دنيا و افتخارش بر آن به حال دو مردى كه يكى از آن دو داراى دو بوستان بزرگى بود چنانچه خداوند حكايت فرموده و ديگرى فقير ، پس غنى بر فقير افتخار كرد .
مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ
آن دو بوستان را محاط بر نخل قرار داديم ، به اين كه دور تا دور و وسط هر دو آن را درخت خرما قرار داديم
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً
بين درختان انگور و نخل آن دو زراعت قرار داديم
كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً
مفرد آوردن ضمير به لحاظ لفظ « كلتا » است هر دو بوستان خوردنىها را آوردند از قبيل ميوه ، خرما و حبوبات ،
وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً
و در خلال و بين دو بوستان نهرى قرار داديم تا هميشه هر دو آب بخورند و كسى در آب دادن آن خسته نشود ، و بها و طراوت آن‌ها فزونى يابد .
وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً
صاحب دو باغ داراى مال فراوانى بود ، مال فراوان غير از آن دو بوستان از « ثمر ماله » به معناى زياد شدن مالش ، به همسايه‌ى فقيرش گفت ( در گفت و شنودى كه با هم داشتند ) : من از نظر مال و ثروت و خدم و حشم از تو بيشتر دارم و برترم ، اين سخنان را براى افتخار كردن بر همسايه‌ى فقيرش مىگفت .