قهر و خشم خدا يارى و حمايت تواند كرد ،
آنجا ولايت و حكمفرمايى خاصّ خداست كه به حقّ فرمان دهد و بهترين اجر ثواب و عاقبت نيكو را هم عطا كند .
تفسير
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا
آنان كه به ولايت با بيعت خاصّ و لوى ايمان آوردند يا آنان كه با بيعت عام نبوى به تسليم شده و اسلام آورند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و به سبب اتّصال به ولايت عمل صالح انجام دادند
إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
گذاشتن اسم ظاهر به جاى ضمير اشعار به علّت حكم دارد و اشعار به اين كه آنها نيكوكارند .
أُولئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ
كلمهى « استبرق » لباس حرير نازك و كلفت است
مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ
در حالى كه تكيه بر تختها مىدهند ، و در اخبار تفسير به تختهايى كه حجلهى عروس روى آنها باشد ،
نِعْمَ الثَّوابُ
چه خوب است داخل شدن بهشت و متزيّن شدن به زينت آن
وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً
چه خوب جايى است آن تختها .
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ
براى حال مؤمن و كافر و يا حال مخلص و منافق مثل بزن حكايت حال دو مرد را كه قرار داديم براى يكى از آن دو دو تا باغ را .