وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ
مدت ثابت و معينى كه نوشته شده ، و ( اين استثنا از نوع ) مستثنى مفرّغ « 1 » است كه بر جاى حال نشسته است ، و در تصحيح صاحب حال واقع شدن لفظ « قرية » همين قدر بس كه اين لفظ نكرهى عام در سياق نفى است ( قرية هم نكره است و هم با ما منفى شده است ) .
ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ
كه مقصود آنها محمّد صلّى اللّه عليه و آله است
إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ
سر انجام هيچ قومى پيش در پى نخواهد افتاد ، كافران گويند اى كسى كه مىگويى قرآن بر تو نازل شده كه مقصود آنها محمّد صلّى اللّه عليه و آله است تو مجنونى زيرا تو ادّعا مىكنى عبادت بتهاى قديمى باطل است ، و ادّعاى توحيد مىكنى كه آن را ما از گذشتگان نشنيدهايم ، و اين سخنان نيست مگر از جنون تو ، و تأمّل نكردنت در اين كه مثل اين سخن مورد قبول نيست ، و نفعى براى تو ندارد ، و غرض تو حاصل نمىشود .
لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
كافران گفتند : خدا فرشتگان بسيارى دارد ، اگر تو راست مىگويى ، اگر مىخواست تو را براى ما به عنوان رسول بفرستد ، فرشتگانى را نيز با تو مىفرستاد .
سپس خداى تعالى در مقام ردّ بر آنها گفت :
ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ
لفظ « ننزّل » با نون و ياء به صورت معلوم و با تاء به صورت
هامش
( 1 ) . درباره مستثنى و اقسام آن به جلد اوّل مراجعه شود .