تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
فكر كردن در چيزى كه براى آن‌ها اهميّت داشت و آن احتياج بر غذا بود و لذا گفتند :
فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَ لْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً
فابعثوا
إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً
پس حالا كه نمىتوانيد بفهميد چه مدّت اينجا بوده‌ايد يك نفر از خودتان برگزينيد تا با اين « ورق » يعنى نقره‌ى مسكوك به شهر ( اسم آن شهر چنانچه نقل شده طرطوس يا افسوس بوده ) رفته و ببيند كداميك غذاى پاكيزه‌اى دارد ، كه به روزى از آن به طورى كه مغبون نباشد و مراقب باشد كه كسى او را نشناسد يعنى كسى نفهمد چه اگر آن‌ها بر شما اطّلاع و ظفر يابند سنگسارتان مىكنند ( با شديدترين كشتار مىكشند ) يا شما را به دين خودشان بر مىگردانند در حالى كه خداوند با نجات دادن نعمت را بر شما تمام كرد ، كه اگر بر ملّت آنان برگرديد هرگز رستگار نمىشويد .
وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها
و اين چنين مردم را از حال اصحاب كهف آگاه ساختيم تا بصيرتشان به قدرت ما فزونى يابد و بدانند كه به سوى ما بر مىگردند و وعده خدا به برانگيختن و زنده كردن بعد از ميراندن حقّ است و هيچ شكى در آمدن روز قيامت نيست . روايت شده : كسانى كه مرده‌اند و به دنيا برگشته‌اند بسيارند كه از جمله‌ى آنان اصحاب كهفند كه خداوند سيصد و نه سال آنان را ميراند ،
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 382 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى