تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
و فرار بدان جهت است كه خداوند به آن‌ها هيبت و خشيت داده يا بدن‌ها و جسدهاى آنان مانند اجساد مردگان بود ، به نحوى كه ناظر و بيننده از ديدن آن‌ها وحشت مىكرد .
وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ
و هم چنان كه خوابانيدن آن‌ها يك آيت و نشانه‌ى عجيبى بود برانگيختن و زنده كردنشان نيز نشانه و آيت ديگرى است
لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ
تا از همديگر بپرسند كه بفهمند حال آن‌ها غريب‌تر از آن است كه فهميده شود ( كارى كه خداوند در حقّ آن‌ها انجام داده معلوم نمىشود ) و بدين ترتيب يقين آن‌ها در امر بعث و زنده شدن در قيامت زياد مىشود ،
قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ
يكى از آن‌ها گفت : چه مدّت اينجا مانده‌ايد ؟ گفتند : ما يك روز يا نصف روز اينجا بوديم . حدس و گفته‌ى آنان مبنى بر مقدار خوابى كه انسان عادتا مىخوابد و اين گفتار آنان قبل از آن بوده كه به تغيّر حالشان و دراز شدن مويها و ناخنهايشان نظر بكنند ، و پس از آن كه به آن چيزها نظر كردند .
قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ
بعد از آن كه به آن چيزها نظر كردند گفتند : پروردگارتان بر آن مدّت كه اينجا مانديد داناتر است . ممكن است گفته‌ى قبلى كه مىگفت : يك روز يا نصف روز اينجا مانديد سخن بعضى باشد ، و اين سخن بعضى ديگر ؛ و چون ديدند راهى براى شناختن مدّت خوابشان ندارند از آن اعراض كرده و شروع كردند به