تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
جمله نيز جمله‌ى معترضه‌ى ديگرى است كه اشاره به وجهى از وجوه تأويل كرده و حال آن‌ها را به حال عده‌اى از مؤمنين تشبيه مىكند .
وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً
اين جمله نيز مؤيد جمله قبلى است و مفهوم منطوقى آن .
وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً
هر كسى آن‌ها را ببيند گمان مىكند آن‌ها بيدارند ، چون چشمهايشان باز است و نگاه مىكنند ، يا گمان مىكند آن‌ها زنده هستند ، چون اجساد آن‌ها با طراوت است و بدنهايشان تازه ،
وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ
و آن‌ها خواب‌اند يا اموات ، بر مىگردانيديم در جهت راست و چپ ؛ يعنى نگذاشتيم هميشه به يك طرف بخوابند تا زمين نتواند تغيير و تصرّفى در بدن آن‌ها بنمايد . و در آن اشاره به اجابت دعاى آن‌ها است كه درخواست رحمت و تقلّب و تغيير به طرف راست و درخواست رشد يعنى تغيير به طرف شمال كرده بودند ، و مقصود از اين تعبيرها حدّ وسط بين جذب و سلوك است كه بر شخص بصير بينا استبصار به تأويل مخفى نيست .
وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ
و سگ آن‌ها دو دست بر غار گسترده همانند دربان و نگهبان اطاعت‌كننده بود .
لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ
اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله اگر تو بر آن‌ها اطّلاع پيدا مىكردى « 1 »
لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً
و اين ترس
هامش
( 1 ) به روش به تو مىگويم تا همسايه بشنود و پشت به آن‌ها مىكردى و فرار مىنمودى .