تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
است ،
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً
ايمان هدايت از جانب خدا به سوى خداست ، وقتى كه آن را با توفيق خدا تحصيل كردند ايمان آن‌ها فزونى مىيابد ،
وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ
ما محبّت را بر دلهاى آنان محكم كرديم و آن محبّت آنان را به سوى ما جذب كرد ؛ يا مقصود اين است كه دلهايشان را به همديگر پيوند داديم و آن‌ها را دوستدار همديگر قرار داديم و اين معناى پس از شناختن همديگر و اتّحادشان در دين صورت پذيرفت .
إِذْ قامُوا
هنگامى كه از نشستن با مشركين و از اظهار شرك برخاستند تا از آن‌ها فرار كنند
فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً
گفتند : جز خدا كسى را فرا نمىخوانيم نه در باطن و نه در ظاهر .
لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً
كه اگر جز خدا كسى را بخوانيم راه خطا رفته‌ايم ، چيزى گفته‌ايم كه بعيد و دور يا منحرف از حقّ است ؛ اين سخنان را بين خودشان بعد از تلاقى در خارج شهر گفتند ، يا در دل خودشان قبل از خروج و ملاقات با همديگر چنين حرفهايى را زدند .
هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ
اينان ، قوم ما خدايانى غير خداى يگانه برگرفتند در صورتى كه هيچ دليل واضح و روشنى بر خدايى آن‌ها نمىآورند ، اعتقاد بر چيزى بدون برهان باطل است اگر چه مدعى حقّ باشند .