ارباب انواع و در لسان شرع « صافّات صفّا » ناميده مىشود ، و بر فرشتهاى كه از ساير ملايكه بزرگتر است و به عدد هر انسان وجه و صورت دارد روح گفته مىشود ، و آن ربّ النّوع انسان بوده و رياست و احاطه دارد بر ارباب انواع ، و او با هر يك از افراد انسان است در حالى كه هيچ يك از افراد انسان با او نيست .
و آنچه كه در اخبار وارد شده است او را فرشتهاى معرفى مىكند كه از جبرئيل و ميكائيل بزرگتر است و با محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سپس با ائمّه عليهم السّلام بود ، و اشاره بر همين معناى دارد .
و معناى اين كه ملايكه ياد شده با محمّد صلّى اللّه عليه و آله بوده نه با ساير انبيا عليهم السّلام اين است كه همراهى ملايكه با آن حضرت مقرّون بر همراهى با اوست ، و گرنه آن ملايكه با همهى ذرّات عالم است ، و
« نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
اشاره به همين معناى است ، چه روحى كه در آدم دميده شده سايهى همان روح است .
چون روح مورد سؤال مردم يك امر مجرّد معقول است كه جز صاحبان عقول آن را درك نمىكنند و از سوى ديگر سؤالكنندگان اهل حس هستند و ادراكشان از محسوسات فراتر نمىرود خداى تعالى به رسولش امر نمود كه جواب آنها را به اجمال بدهد .
پس فرمود :
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
روح ناشى از امر من است بدون اين كه سابقهى آمادگى مادّهاى باشد تا محسوس باشد و شما