الْقِيامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِيراً ( 97 )
ذلِكَ جَزاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآياتِنا وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً ( 98 ) أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ قادِرٌ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لا رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلاَّ كُفُوراً ( 99 ) قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً ( 100 )
ترجمه :
( 17 / 100 - 88 )
بگو اى پيغمبر كه اگر انس و جنّ متّفق شوند كه مانند اين قرآن كتابى بياورند هرگز نتوانند هر چند همه پشتيبان يكديگر باشند ،
و همانا در اين قرآن براى مردم هر گونه مثال آورديم اكثر مردم به جز از كفر و عناد از هر چيز امتناع كردند ،
و گفتند ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد تا آن كه از زمين براى ما ( به اعجاز ) چشمهى آبى بيرون آرى ،
يا آن كه تو را باغى از خرما و انگور باشد كه در ميان آن نهرهايى جارى گردد ،
يا آن كه خانهاى از زر و كاخى زرنگار دارا باشى يا آن كه بر آسمان بالا روى و باز هم هرگز ايمان به آسمان رفتنت نياوريم تا آن كه بر ما كتابى نازل كنى كه آن را قرائت كنيم ، بگو خدا منزّه است از آن كه من او يا فرشتگان او را حاضر سازم آيا من فرد بشرى بيشترم كه از جانب خدا به رسالت آمدهام ،
مردم را چيزى از هدايت و ايمان باز نداشت وقتى قرآن آمد جز كه گفتند آيا خدا بشرى را هرگز به رسالت