كه در دنيا رياست دارند و چه آنانى كه چنين رياستى ندارند .
در اين ميان تعريف ارايه شده شامل همهى رؤساى انتخابى و انتصابى ( هر دو مىشود ) بدون هر گونه تمييز و فرقى بين آن كه مردم او را رييس قرار مىدهند بدون اين كه خودشان آگاه بر آن باشند ( مانند : سلاطين ، امرا و خلفاى جور يا ستارگان ، بتها ، شياطين و هواها ) و آن كه خودش به ( طور تحميلى ) رياست را به خود مىبندد .
در اخبار اشعار بر تعميم هست اگر چه بعضى از اخبار امام را به امام حقّ در هر زمان تفسير مىكنند .
فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ
بدان كه نفس انسانى داراى دو صفحه است صفحهى سفلى و صفحهى عليا ، و صفحهى سفلى به دست شياطين و صفحهى عليا به دست فرشتگان است .
پس هرگاه عمل عبد مبتنى بر اقتداى امام حقّ باشد مصدر آن عمل جهت علياى نفس با كمك و امداد فرشتگان مىباشد ، و صورت آن عمل از همان جهت به سوى خيال نازل مىشود كه خيال در عالم صغير مشابه عالم مثال در عالم كبير است ، سپس صورت آن عمل از طريق مدارك ظاهرى به سوى خيال صعود كرده و در همان جهتى كه از آن صادر شده است ثابت مىشود ؛ و در نتيجه چون آن جهت داراى سايهاى نورانى است ( كه آن كتابى است كه در دست نويسندهى حسنات مىباشد ) .
پس صورت عمل را نويسندهى حسنات به سان نوشتهاى ثبت