مىكنيد در حالى كه دعوت خدا را در دنيا كه به واسطهى پيامبرانش صورت مىگرفت پاسخ نداده و اجابت نمىكرديد ،
بِحَمْدِهِ
اجابت شما با حمد زبانى صورت مىگيرد ، همانطورىكه از نظر حال ، فعل و وجود حمد خدا را مىكنيد ، چرا كه همهى اوصاف پسنديده و اخلاق زيباى نيكو حمد خداى تعالى است .
هم چنان كه قواى نفس و لشگريانش همگى از نظر وجود چنين است ؛ انسان با جميع اوصاف ، اخلاق ، قوا و لشگريانش بر انگيخته مىشود در حالى كه مىگويد :
( سبحانك اللهم و بحمدك ) چنان چه در اخبار وارد شده است . « 1 »
وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا
و گمان مىكنيد كه در قبرها يا دنيا ، و يا هر دو جز اندكى درنگ نكردهايد ؛
وَ قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
بر بندگان شريف بگو : آنچه را كه نيكوتر است بگويند ؛ شرافت از اضافه « عباد » بر ياى متكلّم استفاده مىشود ، زيرا خدا بندگان را به خود اضافه نموده و نسبت داده است ، علاوه بر اين به دليل اين كه مفعول مورد خطاب ذكر نشده است .
كما اين كه پيش از اين نيز گفته شد كه تعليق جواب بر صرف امر گفتن بدون ذكر مفعول آن اشاره بر بزرگداشت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ، گويا
هامش
( 1 ) قريب همين مضمون در كتب معتبر اخبار موجود است خوانندگان محترم مىتوانند مراجعه فرمايند .