اين بود تأويل اهل اعتزال * واى آن كس كو ندارد نور حال
با همين زبان بود كه ستون ناله مىكرد و سنگريزه در دست حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله تسبيح مىگفت و شهادت مىداد ؛ آنچه كه كوهها و پرندگان با آن به حضرت داود عليه السّلام پاسخ مىدادند . . . و چيزهاى ديگرى كه در اين خصوص ذكر شده است مانند : سخن گفتن سنگها ، درختان ، پرندگان و سخن گفتن كودكان نيز با همين زبان بود ، لكن همهى اينها در قالب زبان گوشتى صورت گرفته است كه با همين شعور و آگاهى جمادات توانستهاند بين اشيا تميز داده و فرق بگذارند ، مانند : تميز دادن آتش بين ابراهيم عليه السّلام و نمرود و يارانش ، تميز دادن باد بين مؤمنين و كافرين ، فرق گذاشتن رود نيل سبطى و قبطى كه براى قبطى خون مىشود و بسته ، و براى عبور سبطى باز مىشود .
إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً
همانا او ( خدا ) بردبار و آمرزنده است ، با اين عبارت تعليل عدم تفقه و ندانستن تسبيح اشيا است .
زيرا كه فهميدن تسبيح موجودات مادامى كه انسان به آن حدّ از رشد روحانى نرسيده باشد ، يا موجب هلاكت است يا موجب ديوانگى و جنون حيوانى ؛ چه فهميدن تسبيح موجودات مقرّون به ديدن ملايكه و نزول آنها است و با نزول ملايكه اجل آنان فرا مىرسد چنانچه در قرآن است « 1 » .
و معناى آيه اين است كه تسبيح موجودات را نمىفهميد و گرنه هلاك يا ديوانه مىشديد ، چون حليم و بردبار است و در كيفر و به اجرا در
هامش
( 1 ) سورهى انفال آيه 50