( نجوى ) جمع ( نجى ) است ( آنان نجاتيافتهگانند ) .
إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً
ستمگران مىگويند كه شما پيروى نمىكنيد ، مگر كسى را كه سحر شده است يعنى ساحر و جادوگرى او را سحر كرده و او ديوانه شده و عقلى براى او باقى نمانده است .
انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ
ببين چگونه براى تو مثلها زدند آگاهى تو را سحر شده و گاهى شاعر ، ساحر و كاهن ناميدند .
فَضَلُّوا
پس راه معرفت تو را گم كردند و تو را نشناختند ، حرف « فاء » براى سببيّت محض است ، يعنى گمراهى آنها موجب گرديد كه براى تو مثل زده و نسبتهاى ناروا بدهند ، مثل زدنها سبب گمراهى آنها از راه شناخت تو و كلامت گرديد
فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا
پس آنان توانايى راهيابى بر شناخت تو ، آخرت و معاد ندارند .
وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً
و گفتند : آيا وقتى ما استخوان و خاك پوسيده شويم دوباره ما زنده خواهيم شد ؟ ! اين سخن را به طور انكار و استبعاد تعجّب گفتند ، و لذا ادات استفهام جهت تأكيد تكرار شده است .
آيات 59 - 50
[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيات 50 تا 59 ]
قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً ( 50 ) أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ