وَ مَنْ فِيهِنَّ
آنچه كه در آسمانهاى هفتگانه و زمين است ، و لفظ ( من ) كه براى عقلا است از باب تغليب آمده است ، يا از باب اين كه تسبيح از اوصاف عقلا است ، و چون نسبت تسبيح به همهى موجودات داده شده ادا كردن آن لفظى كه براى عقلا است مناسب است ، يا مقصود فقط عقلا است .
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
و هيچ چيزى وجود ندارد مگر اين كه به تسبيح او ستايشگر است ، اين عبارت كه موهم تخصيص است ، يا تعميم بعد از تخصيص و حصر بعد از اطلاق است ، و تقييد به حمد است بعد از مطلق بودن تسبيح ، ( علاوه بر منزّه داشتن خدا از هر نقص ، سپاس و ستايش كه لازمهى وجود ) .
وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
اما شما تسبيح و منزّه انگارى آنان را در نمىيابيد ، بدان كه همهى اشيا امكانى از نقايص خويش فرار مىكنند و طالب كمالاتند ، و همهى اشيا به سوى آن كمالات در حركت هستند و آن كمالات شئون حقّ اوّل و تجلّى او است ؛ اين فرار از نقص و طلب كمال تسبيح فطرى موجودات و تنزيه آنها نسبت به اسماى خداست كه همان وجودات خودشان است ، كه از طرف حقّ افاضه شده است و چون تنزيه اسماى خدا نيز تنزيه خداى تعالى است پس همهى موجودات ضمن اين كه خدا را تنزيه مىكنند خودشان را نيز تنزيه كردهاند تا به خدا نزديك شوند .