مدعو نافع باشد تا آن را طلب كند ، و نيز آنچه را كه ضرر و زيان دارد اظهار نموده و موجبات اجتناب او را فراهم سازد كه اين اظهار كردن مىبايست طورى باشد كه مدعو ببيند و بداند كه دعوتكننده و ناصح خيرخواه اوست و اين شأن كار نبوّت است .
مجادلهى حسنه : عبارت است از ملزم كردن خصم با حجّت و برهان يا چيزى كه پيش او مسلّم و قطعى مىباشد اعمّ از اين كه موافق با برهان باشد يا نباشد ، در اخبار نيز پيرامون تفسير مجادله بر همين معناى اشاره شده است .
بنابراين مجادله اعمّ از آن چيزى است كه منطقيّين آن را اصطلاح كردهاند و اين شأن رسالت است ؛ زيرا كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مأمور است مردم را وادار بر قبول دين بكند اگر چه با شمشير باشد .
براى اين كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله صاحب هر سه شأن و هر سه كار ( حكمت ، موعظه و مجادله ) است و مردم نيز بر سه طبقهاند :
1 . آمادهى تصرّف ولى . 2 . قبولكنندهى نصيحت نبىّ .
3 . معاندى كه نيازمند الزام است .
از سوى ديگر براى هر شخصى از طبقههاى ياد شده حالتهاى خاصّى متصوّرست ، لذا خداوند متعال نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله را بر دعوتهاى سهگانه امر كرد ، مجادلهى غير حسنه بنا بر آنچه كه در اخبار آمده اين است كه حقّى را كه دشمن ادّعا مىكند انكار كنى ، يا آن را به صورت باطل تلقى كنى تا او را
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢١٣