،
فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ
پس راه پروردگارت را برو ، راهى را كه خداوند به تو الهام كرده تا با پيمودن آن ( راه ) بر آن خانهها برسى يا مقصود اين است كه راهى را كه خداوند براى تهيّهى عسل الهام كرده برو ، يا راههاى پروردگارت را پيش گير كه همانها راه عسل آورى است .
ذُلُلًا
در حالى كه راه رفتن در آن راهها به سبب تسهيل خداوند آسان است ، يا در حالى كه تو مطيع امر پروردگارت هستى .
يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ
مقصود عسل است كه به رنگهاى گوناگون سفيد ، زرد قرمز و سياه مىباشد ،
فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ
عسل به تنهايى شفاست ، يا در حالى كه با غير خودش تركيب شود ، عسل هم براى مزاج گرم و هم براى مزاج سرد شفاست .
شگفتآور اين كه از محلّ سمّ چيزى كه شفاست خارج مىشود ، و در خبر است : ما به خدا قسم زنبورى هستيم كه خداوند به او وحى كرد كه از كوهها براى خود خانه اتّخاذ كند ، به ما امر شده كه از عرب شيعه اتّخاذ نماييم ، و
وَ مِنَ الشَّجَرِ
از عجم و
وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
از موالى و بندگان ، و مقصود از
يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ
علمى است كه از ما به سوى شما سرازير مىشود .
و در روايت ديگر : مقصود از « النّاس » شيعه است و خداى تعالى بر حال غير شيعه داناترست « 1 » اگر مطلب از همين قرار باشد كه گمان
هامش
( 1 ) . تفسير شريف الصافى تأليف : ملّا محسن فيض كاشانى قدّس سرّه چاپ اوّل .