إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
در اين امور كه گفته شد نشانهاى است بر وجود پروردگار براى گروهى كه عقل داشته باشند ، پس مجرّد شنيدن و ايمان كفايت نمىكند ، اگر چه احتياجى بر بكارگيرى قوّهى مفكّره نيست ، ولى خردورزى ضرورى است .
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ
مقصود از وحى به زنبور عسل الهام فطرى تكوينى است بدين معناى كه خداى تعالى در وجود زنبور تدبيرى به وديعت گذاشته كه عقلا از انجام آن عاجزند .
زيرا ساختن خانههاى شش گوشه به هم چسبيده و منظّم به نحوى كه هيچ فاصله و فرجهاى بين آنها نباشد ، و نظام زنبورها در خروج و ورود كندو ، اطاعت از ملكه و نخوردن چيزهاى كثيف و گنديده تكتكشان از جملهى امورى است كه خردمندان در آن حيرانند .
و چون آيه شامل جميع مراتب تنزيل و تأويل است وحى نسبت به انبيا بر همان معناى خودش مىباشد و آن به توسّط ملايكه است ، و نسبت به امامان و اوليا حديث كردن و سخن با خود گفتن و الهام است ، و نسبت به زنبور عسل به طور صورى به وديعت گذاشتن نيرويى است كه اين نوع از تدبير با آن واقع مىشود .
أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
از كوهها و از درختان مو ( تاك انگور ) آنچه كه مىبافند و سايبان درست مىكنند و يا از سقف خانهها بالا مىبرند خانه بسازيد .
ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
سپس از هر ميوهاى بخور