ترجمه :
( 16 / 75 - 70 )
و خدا شما را آفريده بعضى را به سنّ انحطاط پيرى مىرساند كه هر چه دانستهايد همه را فراموش مىكنيد همانا خداست كه هميشه دانا و تواناست
و خدا روزى بعضى از شما را بر بعضى ديگر فزونى داده آن كه رزقش افزون شده به زير دستان و غلامان نمىدهد تا با او مساوى شود ( ليكن مقام خدايى را به بت و بشر مىدهد تا با خدا شريك و مساوى بداند زهى جهل و ناسپاسى ) آيا نعمت ايمان به خدا را ( به عصيان و شرك ) بايد انكار كنند ؟
و خدا از جنس خودتان براى شما جفت آفريد ( يعنى زنان را براى آسايش و آرامش مردان آفريد ) و از آن جفتها پسران ، دختران ، دامادان و نوادگان برايتان خلق كرد و از نعمتهاى پاكيزهى لذيذ روزى داد ، آيا مردم ( با وجود اين همه نعمتهاى بىشمار خدا ) باز به باطل مىگروند و به نعمت خدا كافر مىشوند
و بتپرستان از جهل خدا را كه نعمتهاى فراوان به آنها داده نمىپرستند و به جاى او بتهايى را پرستش مىكنند كه در آسمان و زمين مالك چيزى كه روزى به مشركان بدهند اصلا نيستند و توانايى بر هيچ كارى ندارند
پس ( شما مشركان از جهل و نادانى ) بتها را براى خدا مثل و مانند نشماريد ( و به خداى يكتا بگرويد ) كه خدا بر همه چيز داناست و شما نادانيد
خدا مثلى زده ( بشنويد ) آيا بندهى مملوكى كه قادر بر هيچ ( حتّى بر نفس خود ) نيست با مرد آزاد كه ما به او رزق نيكو عطا كرديم كه پنهان و آشكار هر چه خواهد انفاق مىكند يكسانند ؟ ! هرگز يكسان نيستند ستايش مخصوص خداست و ليكن اكثر مردم آگاه نيستند .