مىكنى و به مخيلهات گذشت مقصود از عسل همان چيزى باشد كه مردم مىخورند بايد هر مريضى كه از آن مىخورد شفا يابد ، چون خدا فرموده :
فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ
و قول خدا تخلّف نمىپذيرد .
البتّه مطلب جز اين نيست كه شفا در علم قرآن است كما اين كه خداى تعالى فرمود :
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ
« 1 » از قرآن چيزى فرود آريم كه شفا و رحمت براى اهل آن مىباشد ، و در اين جاى هيچ شكّ و شبههاى نيست كه اهل قرآن ائمّهى هدى عليه السّلام هستند كه خداوند متعال دربارهى ايشان فرمود :
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا
« 2 » چون زنبور عسل ، تدبيرش و شراب داخل شكم آن مظاهر ائمّه عليه السّلام و تربيت آنان نسبت به شيعيان و دانش ايشان است .
لذا تفسير به زنبور و خانههاى ششگوشه و عسل زنبور شايسته و صحيح خواهد بود ، چون ايستادن در حدّ ظاهر آيه و منحصر نمودن مقصود در زنبور صورى و استقلال آن در قصد با مقصود اصلى آيه منافات دارد .
لذا انكار تفسير فقط به زنبور صورى صحيح است ، زيرا مقصود اصلى از زنبور مظهر بودن آن است و زنبور ظاهرى نمىتواند مقصود اصلى باشد بلكه آنچه كه بالاستقلال و اصالة مقصود رؤساى دين است .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
البتّه در اين امر نشانهاى
هامش
( 1 ) . سورهى الإسراء آيهى 82 .
( 2 ) . سورهى 32 فاطر آيهى 35 .