كه بر امثال آنان نازل شده است .
فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
فاء در اينجا افادهى سببيّت محض مىكند براى
أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ
سزاوار نيست كه به سبب رحيميّت خداوند از عذاب ايمن باشند ، رحيم همانطورىكه ذيل تفسير سورهى مباركهى حمد مفصلا بيان شد رحمت خاصّ الهى را مختصّ افرادى كه استحقاق آن را دارند نموده است و بديهى است افراد مزبور را شامل نشود .
يا اين كه فاء جواب بوده و افادهى جزاى شرط محذوف ( مقدّر ) نمايد ، يعنى اگر خدا به شما مهلت مىدهد و در عذاب شما عجله نمىكند بدين سبب است كه رئوف و رحيم است و ممكن هم هست كه فا براى سببيّت جملهى محذوفى باشد بدون اين كه شرط مقدّر گردد ، گويا گفته شده است كه : چرا خداوند آنان را مؤاخذه نمىكند ؟ خداوند مىفرمايد :
مؤاخذه نمىكند براى اين كه پروردگارتان رئوف و مهربان است .
أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ
سايهى هر چيزى با تغيير و تحوّل آن چيز تغيير و تحوّل پيدا مىكند .
عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ
مفرد آوردن « يمين » و جمع آوردن « شمائل » براى اشاره بر اين معناى است كه يمين ( و راست ) در معناى يكى است در حالى كه جهت شمال زياد است .
زيرا يمين معنوى هر چيزى همان جهت الهى آن است ، و شمال هر