عالم مثال و عالم جنّ نسبت به عالم طبع كه سايهى هر يك از عوالم بالا عبارت از عالمهاى پايينتر از خودش است ، و سجود هر يك عبارت از تحت فرمان و تسخير قرار گرفتن براى خداى تعالى ، و تذلّل و رام بودن تكوينى در مقابل حقّ تعالى مىباشد ، و ذليل و خوار بودن آن عبارت از اين است كه از خدا پيروى كرده و حركت و سكون او طبق اراده و مشيّت خدا باشد ، و همه نسبت به او صاحب شعور ، اراده و علماند .
چون عالم طبع داراى سايه نورانى است همان گونه كه از آينه هنگام مقابله و روبرو قرار گرفتن با خورشيد پديد مىآيد و از آيينه به طرف شعاع خورشيد منعكس مىشود نه به طرف خلاف آن ، و از اين نور به « مثال صاعد » تعبير مىشود و نيز چون عالم طبع داراى سايه و ظلّ ظلمانى است همان گونه كه از پشت آينه پديد مىآيد و به طرف مخالف شعاع نور منعكس مىشود ، كه از آن به مثال نازل و ملكوت سفلى و عالم ظلمت تعبير مىشود ، و از سوى ديگر چون ملكوت سفلى محلّ كثرتها و تغييرها و دگرگونىهاست و شمال تعبير از همين معناى است .
و ملكوت عليا محلّ وحدت و اتّحاد متكثّرات ، و محلّ اجتماع متغايرات است و يمين تعبير از اين معناى است ؛ لذا به همين جهات كه ياد شد خداى تعالى فرمود :
« عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ »
تا به وسيلهى مفرد آوردن « يمين » و جمع آوردن شمائل اشاره به جهت اتّحاد اوّلى و كثرت دوّمى كرده باشد .