چيزى جهات خلقى آن است و كثرت وجههى الهى در و حدّت منطوى است و و حدّت وجههى خلقى آن فانى در كثرت است .
سُجَّداً لِلَّهِ
اين جمله حال از
ظِلالُهُ
يا
ما خَلَقَ اللَّهُ
است ، و جمع آمدن آن به اعتبار معناى است
وَ هُمْ داخِرُونَ
اين جمله با جملهى قبلى مترادف يا متداخل است ممكن هم هست كه هر كدام مستقلّا از صاحب حال مخصوصى حاكى ( حاوى ) حال باشند .
( داخر ) از ( دخور ) به معناى تسليم و انقياد است ، و جمع آوردن آن با واو و نون جهت انتساب وصف دخور يا سجود مىباشد كه از اوصاف عقلاست ، يا از آن جهت است كه همهى مخلوقات از جهت انتسابشان به خداوند در زمرهى عقلا و علما هستند .
بدان كه ظلّ عبارت از سايهى شاخص و جسمى است كه در مقابل شىء نورانى قرار بگيرد و در ظرفى قرار مىگيرد كه مخالف جهت نور باشد و تغيير و حركت آن بستگى كامل بر جسمى دارد كه آن را ايجاد كرده است ، با سكون آن ساكن مىشود .
سايه اختصاصى بر آنچه كه در مقابل آفتاب ( نور ) قرار مىگيرد يا آنچه كه در عالم طبع محقّق مىشود ندارد ، بلكه از هر چيزى كه در مقابل نور قرار بگيرد حاصل مىشود و نوردهنده و روشنكنندهى حقيقى خداى تعالى و فعل اوست كه از آن به مشيّت تعبير مىشود ، و عالم عقول نسبت به مشيّت مانند شاخص است .
و همچنين است عالم مثال نسبت به نفوس ، عالم طبع نسبت به