خود نسبت دهد مانند : يهود ، نصارى ، مجوس و بيشتر اهل اسلام و حال اين كه در حقيقت از اهل ذكر و ملّت الهى نيستند .
چرا كه پدران صحّت انتساب به هر ملّتى مبتنى بر شرائط ، عهدها و پيمانهايى است كه در مورد اين مدعيان تحقّق نيافته تا به عرصهى ظهور رسيده باشد .
و ذكر بر فرامين و احكام اوليا ، انبيا و رسل اطلاق مىشود ، كه اين امر بر كتاب الهى نيز محقّق است .
بنابراين در مقام تفسير ذكر بر موارد زير اطلاق مىشود :
1 . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله .
2 . حضرت على عليه السّلام .
3 . قرآن و ساير كتب آسمانى .
4 . احكام و دستورات رسل .
5 . دستورات و فرامين انبيا .
6 . احكام و فرامين اوليا عليه السّلام .
7 . نبوّت و گرايش بر آن به نحوى كه از آن داخل شدن بر ملت الهى استنتاج مىشود .
بر اساس مواردى كه بيان گرديد اهل ذكر در مقام تفسير بر انبيا و اولياى الهى گفته مىشود كه در اصل مراد از اوليا آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٢٤