تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
وابن زيدون در شرح قصيدة ابن عبدون در ذيل اين شعر : واسبلت دمعه الروح الأمين على دم بفخ لآل المصطفى هدر مىگويد كه جبرئيل بر حسين عليه السلام بگريست واگر گريه بر سيد الشهداء بدعت رافضه است بايد پيغمبر وأمير المؤمنين وجبرئيل وآن هفتاد هزار ملائكة وآسمان وزمين وآفتاب همه روافض باشند ، واين اعترافي است نافع از ابن حجر كه رفض اولياى أو از اين جماعت صادر شده . بالجملة علاوة بر همه أمور دليلي اعتباري در اينجا هست كه اگر عاقل بي طرف ومنصف بي غرض تأمل كند جزم به صحت قول شيعه وفساد طريقه عامه مىكند ، چه اگر يكى از ملل خارجه بيايد به بيند كه قومي كسى را پيغمبر مىدانند وواسطه فيض الهي ورابطه مدد سماوي ومىگويند اين پيغمبر مكرر وصيت أهل بيت خود فرموده وسفارش در حق آنها نموده ، ودر كتاب خود مودت ايشان را مزد رسالت قرار داد ، وبعض آنها را اختصاصى داد وگفت ( حسين مني وانا من حسين ) وفرمود ( أحب الله من أحب حسينا ) وگفت ( اللهم إني أحبه فأحب من أحبه وابغض من ابغضه ) وفرمود ( لا يكون الرجل مؤمنا حتى أكون أحب اليه من نفسه وأهله ) . واين اخبار را تمام أهل اين ملت نقل كرده اند ( 1 ) واتفاق افتاد كه گروهى از دشمن زادگان اين پيغمبر به نا حق فرزند أو را كه حسين بود بكشتند ودختران وخويشاوندان پيغمبر را چون ديلميان وكابليان با سيرى بردند ، وهيچ دقيقه از ظلم فرو گذاشت نكردند ، اكنون يك طايفه از أمت اين پيغمبر آن امام را عزادارى وسوگوارى
هامش
( 1 ) وبتفصيل إحقاق الحق 11 / 265 - 283 آنها را نقل كرده .