تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
ادعيناه في حال يزيد ومعاوية . واما عمر بن عبد العزيز گناه أو ترك سب أمير المؤمنين عليه السلام است كه أو را از خلفاى دوازده گانه نشمرده اند . وبعض ديگر بشناعت اين عمل ملتفت شده ترتيب خلافت را بر وجهي دادند كه وليد فاسق را كه سابقا بحالات أو اشاره رفته خارج داشته‌اند وبجاى أو مروان ملعون را مذكور كرده اند ، وگفته‌اند بعد از خلفاى أربعه أمر منتقل به معاوية شد به صلح امام حسن عليه السلام بعد از أو يزيد وبعد از أو معاوية بن يزيد ، آنگاه خلاف عبد الله بن زبير ومروان واقع شد وأمر بر مروان مستقل شد بعد از أو عبد الملك بعد از أو وليد بن عبد الملك ، از آن پس سليمان بعد از أو عمر بن عبد العزيز بود كه خاتمه خلفاى اثنى عشر شد ، واين كلام هم از ابن حبان در شرح صحيح خود روايت شده . بالجملة هر دو تأويل متشاركند در اينكه يزيد را امام بدانند ، وهمچنين خبر متواتر ( من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية ) - كه در صحاح اخبار ايشان ودر كتب كلاميه فريقين همه جا ذكر شده - بر طريق ايشان دليل امامت يزيد است ، چه در زمان يزيد أسباب امامت از براي أو مهيا بود از اجماع ونص نه براي ديگران پس بايد أو امام زمان باشد . واحتمالي كه بعض متأخرين ايشان ابداء كردند كه مراد از امام زمان قرآن است سخيف است ، چه ظاهر لفظ تعدد است علاوة بر اينكه حديث ابن عمر كه سابقا گذشت ( 1 ) صريح است در اين معنى كه هر زماني را امامي لازم است وابن أبي الحديد نقل كرده كه ابن عمر شبانه بر حجاج وارد شد تا با أو براي عبد الملك بيعت كند كه مبادا يك شب بي امام باشد به جهت اينكه از پيغمبر روايت كرده بود
هامش
( 1 ) ص 258 .