تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
كه مراد از اجماع أهل حل وعقد اجماع همه نيست بلكه به بيعت دو نفر ويك نفر هم واقع مىشود چنانچه اجماع منعقد شد بر خلافت أبو بكر به بيعت عمر ولازم شد بر سايرين متابعت أو ، ودر كلام شارح ( مقاصد ) دقيقه زايده ايست كه اشاره به اين است كه غير از عمر داخل در حل وعقد نبوده وأمير المؤمنين وحسنين وفاطمه ووجوه بني هاشم وساير أكابر صحابه از مهاجر وأنصار كه متابعت كرده بودند از أهل حل وعقد نبوده اند ، سبحان الله جبرئيل در خانه على نازل مىشود ، واسلام به تيغ أو قائم مىشود ، أو را در بست وگشاد كار اسلام دخلى نيست ، سبحانك هذا بهتان عظيم ، بالجملة شارح مقاصد مىگويد : طريق دوم از طرق اثبات خلافت استخلاف ونص امام سابق است بر امام لاحق . وطريق سوم قهر واستيلاست چون امام سابق بميرد وكسى كه مستجمع شرايط امامت باشد تصدى امر كند وبشوكت خود قاهر شود ، خلافت أو منعقد گردد ، وچنين است اگر جاهل وفاسق باشد ، بنابر اظهر [ شرح المقاصد 2 / 71 - 272 ] تمام شد كلام تفتازانى ، وروشن است كه هر سه طريق در امامت يزيد محقق است : اما اجماع به جهت اينكه تمامت أهل شام با وى بيعت كردند بلكه معاوية در زمان خود كس به أطراف فرستاد واز براي أو بيعت گرفت چنانچه از تواريخ معتمده أهل سنت معلوم مىشود بلكه از اجماع بر خلافت أبو بكر محكمتر بود چه أو به بيعت يك عمر امام شد واين هزارها از مردم با أو بيعت كردند كه هر يك در زمان خود عمرى بودند ، وبر سايرين متابعت أو لازم شد : واما نص خليفه سابق معلوم است كه معاوية امام واجب الإطاعة ايشان است ، وابن حجر در ( صواعق ) ودر رساله ( تطهير اللسان ) كه در فضايل معاوية نوشته