تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
أول - روزى كه رسول خداى را ديد كه از مكة بيرون مىرفت وثقيف را دعوت مىكرد وسب وشتم وبدگوئى از آن حضرت كرد پس خدا ورسولش أو را لعن كردند . دوم - روزى كه قافله از شام من آمد وأبو سفيان ايشان را راند ومعارضه كرد ومسلمين ظفر نيافتند ورسول خداى أو را لعن كرد وواقعه بدر از آن سبب شد . سيم - روز أحد كه أو زير كوه ايستاد بود ورسول خداى بالاى كوه بود وأو مىگفت " اعل هبل ، اعل هبل " پس پيغمبر ده مرتبه أو را لعن كرد ومسلمانان متابعت نمودند . چهارم - روزى كه احزاب وغطفان ويهود را آورد وپيغمبر أو را لعنت فرمود . پنجم - روزى كه أبو سفيان با قريش آمد وپيغمبر را از مكة منع كردند در روز حديبه پس پيغمبر أبو سفيان وقاده لشكر واتباع را لعن كرد وقال ملعونون كلهم . ششم - روزى كه سوار شتر سرخ بود . هفتم - روز عقبه كه خواستند ناقة پيغمبر را بر مانند وايشان دوازده نفر بودند از آن جمله يكى أبو سفيان بود آنگاه شروع در مثالب ديگران فرمود . وتقى الدين بن حجه كا از أكابر ادباى سنت است فصلى از اين در ( ثمرات الأوراق ) نقل كرده مىگويد فرمود " وأنشدكم بالله أتعلمون ان معاوية كان يقود بابيه على جمل واخوه هذا يسوقه فقال رسول الله : لعن الله الجمل وقائده وراكبه