وسياقه ( 1 ) .
بالجملة حال أبو سفيان بر منصف با تتبع ظاهر است ، اگر چه أهل سنت از
روى قول به عموم عدالت صحابه به بايد ملتزم شوند كه عداوت با رسول واستمرار
نفاق وگفتن به عباس " لقد أصبح ملك ابن أخيك عظيما " وساير كفريات منافى
عدالت نباشد ، واتفاق غريبى افتاد كه أبو سفيان به إزاء پيغمبر است ومعاوية
به إزاء أمير المؤمنين ويزيد با إزاء سيد الشهداء وعداوت هر يك با ديگرى
نه چندان است كه در حيطه بيان در آيد .
" ومعاوية بن أبي سفيان "
ج - ولعنت كن معاوية پسر أبو سفيان را .
ش - معاوية پسر هند است از أبو سفيان به حسب مشهور ولى محققين
نسب وى را ولد الزنا دانند .
راغب أصفهاني در ( محاضرات ) گفته وابن أبي الحديد از ( ربيع الأبرار )
زمخشري نقل كرده كه معاوية را نسبت به چهار كس مىدادند : مسافر ابن أبي عمرو
وعمارة بن الوليد ين المغيرة وعباس بن عبد المطلب وصباح كه سرودخان
ومغنى عمارة بن الوليد بود ، وأبو سفيان بسى زشت وكوتاه بود ، وصباح كه
مزدورى أبو سفيان مىكرد جوانى خوش سيما بود هند را باوى الفتى افتاد
وبه خويشتن دعوت كرد وبا وى در آميخت ، وعلماء نسب گفتهاند كه عتبة بن أبي
سفيان هم از صباح است وهم گفتهاند كه چون هند به معاوية بارور شد
مكروه داشت كه وى را در خانه بزايد كنار كوه ؟ ؟ أجياد ( 2 ) آمد در آنجا وضع
حمل كرد اينست كه حسان در أيام مهاجات اشاره به حال معاوية كرده مىگويد :
هامش
1 ) شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 2 / 102 ط مصر .
2 ) أجياد كوهى است زينتى در مكة معظمه شرفها الله تعالى وأو در أصل جمع
جواد است بمعنى است خوب چون تتبع اسبان خود را در آنجا نگاه مىداشت
اين موضع را ايجاد گفتند واز موارد استعمال أو شعر اين فارص است در تائيه
صغرى كه مىگويد :
سقى بالصفى الربيعي ربعا له * * الصفا وجاد با جياد ثرى فيه ثروتى
وآنچه ما گفتيم مأخوذ است از صحاح وغيره وصاحب قاموس در مادة
" جيد " گفته : " واجياد ارض بمكة أو جبل بها لخيل لتتبع كان بها " وأين عبارت
با اغلاق واند ماى كه منافى وضع كتاب لغت است چنانچه أكثر عبارات قاموس
در اين حكم شريكند خالى از غلط نيست چه دانستى كه أو جمع جواد است
وواوى ، نه جمع جيد ويائي على هذا بايد در جود ياد شود در تعداد جموع
جواد چنانچه إسماعيل بن عباد نيشابورى كه جوهري لغت است در صحاح
چنين كرده ، واز نوادر اينكه در جمع جواد أجياد را ابدا ذكر نكرده اگر چه
هيچ غلط واشتباهى از أو نادر وعجيب نيست چه أو هر نوعي از اغلاط در اين
كتاب بي اندازه دارد قاموس است محيط به أنواع اشتباهات واغاليط والله العاصم
( منه ره )