تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
وخلايق يكسره پس إسماعيل گفت اللهم العن قاتل الحسين ( 1 ) . يب - هم در ( منتخب ) است كه موسى عليه السلام چون به كربلا رسيد موزه اش بدريد وخسك در پايش خليد وخونش سائل شد وگفت خدايا از من چه صادر شده ؟ وحى آمد كه اينجا حسين كشته شود وخونش بريزد خون تو به موافقت خون أو سيلان كدر گفت حسين كه باشد ؟ جواب آمد كه سبط محمد مصطفى وپسر علي مرتضى گفت قاتل أو كيست ؟ جواب آمد لعنت شده ماهيان در بحار ووحوش در قفار ومرغان در هوا پس موسى دست برداشت ويزيد را لعن كرد وبروى نفرين نمود ويوشع بن نون آمين بگفت ( 2 ) . يج - هم در ( منتخب ) است كه سليمان بر بساط خود سوار بود چون به كربلا رسيد باد بساط أو را بگردانيد سه بار چندان كه بيم سقوط شد پس ساكن شد وبساط بر زمين آمد باد را مخاطب ساخته سؤال فرمود كه اين سكون را سبب چه بود ؟ با گفت در اين زمين حسين گشته مىشود گفت حسين كي است ؟ گفت فرزند احمد مختار وعلى كرار گفت قاتل أو كي است ؟ گفت ملعون أهل سماوات وارض يزيد پس سليمان هر دو دست برداشت ويزيد را لعنت كرد ونفرين گفت ، انسيان وجنيان آمين گفتند ( 3 ) . يد - هم در ( منتخب ) آورده كه روايت شده كه عيسى در برارى سياحت مىكرد وحواريون با أو بودند چون به كربلا رسيد شيرى شكننده سر راه بر أو بگرفت عيسى پيش آمد وبه فرمود از چه روى در اينجا نشسته‌اى ونمىگذارى ما را كه به راه برويم شير با زبان فصيح جواب داد كه راه را وا نمىگذاريم تا يزيد قاتل
هامش
1 ) بحار الأنوار 44 / 243 الرقم 40 . 2 ) بحار الأنوار 44 / 244 الرقم 41 . 3 ) بحار الأنوار : 44 / 244 الرقم 41 .