تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
وجه پنجم هم به نظر اين بنده آمد كه مأخوذ از نقب - كه بمعنى رقت خف بعير است - باشد چنانچه در شعر معروف است : اقسم بالله أبو حفص عمر * ما مسها من نقب ولا دبر ودر ( أساس ) تصريح كرده به اينكه تنقب بمعنى نقب آمده ، واين كناية از رنج بردند وتعب كشيدن باشد در اين كار . وجه ششم هم ابن بنده احتمال داده كه مأخوذ نقابت بمعنى رياست باشد ، ومعنى آن باشد كه جمع لشگر وقود عسگر كردند . وجه هفتم اينكه مأخوذ از نقاب بمعنى عريف ويا بصيرت باشد واشاره به اين باشد كه با خبر شدند وتحقق أسباب قتال وتعرف وجوه جدال كردند ، وتنقب بمنزله تجسس وتتبع باشد . وجه هشتم اينكه از نقيبه بمعنى مشاورت اشتقاق شده باشد ، واين دو وجه أخير را هم در كلام كسى نديدم ، واز اين وجوه در لغت ثابت ومسموع است تنقب مرئه وتنقب خف بعير است ، ساير وجوه را هنوز در كتب لغت نيافتم ولى چون اين استعمال ثابت است ، واخلال بوجوه مشتقات از مزيد ومجرد در كتب لغت از ستاره افزون واز شماره بيرون است ، وهر يك از اين محتملات خالى از مناسبتى نيست مانعى ندارد ، اگر چه انصاف اين است كه هيچ يك از اين معاني خالى از خللى نيست ، ولعل الله بحدث بعد ذلك امرا . تهيؤ : مشتق از هيئت است كه بمعنى آن كيفيف حصله از اكتناف اعراض مختلفه مثل وضع ولون ومقدار بر جسم است ، وفرق ما بين أو وصورت باختلاف بعرضيت وجوهريت است اصطلاحا اگر چه در عرف صورت بمعنى أعم استعمال ميشود ، وظاهر اينست ايئت وهيئت از يك اصلند وبابدال اين اختلاف حاصل