تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
اگر خدا خون داشت تو بودى ، از قبيل " عين الله " و " جنب الله " و " يد الله " واين وجه را در جائى ياد ندارم كه ديده باشم ولى بعيد است ، چه ثار بمعنى مطلق دم نيست بلكه آن خون ريخته شده قابل اقتصاص است ، چنانچه بر متتبع مستأنس هويدا است . ( مراجعه شود به صفحه 450 ) رابع - اينكه ثار به معنى مثئور باشد چنانچه در كلام زمخشري بود ، ولى نه آن مثئور كه قاتل است ، بلكه آن مثئور كه قتيل است چنانچه ثأرت حميمى مىگفتند وحاصل معنى آن مىشود اى كسى كه خدا خون خواه تو است ، ومؤيد اين معنى است عبارت زيارة منقوله در ( كامل الزيارة ) از يونس بن ظبيان از صادق آل محمد عليهم السلام كه فرموده " السلام عليك يا قتيل الله " يعنى قتيلى كه خدا خون خواه اوست . وفي الجملة مبعد اين احتمال است كه در كلمات لغويين تصريح به اين معنى در ثار نشده اگر چه قياس لغوى مانع نيست ، وأشباه ونظاير أو موجود ووافر است . خامس - اينكه ثار به معنى همان دم مطلوب باشد ، واضافه به الله به جهت آن باشد كه مخصوص به مطالبه أو ، وولى حقيقي أو است ، واين أوجه معاني است ، واضافه بنابر اين به معنى لام است بر وجه متعارف ، وعجب است كه هيچ كس را متعرض اين وجه نديدم با كمال استقامت وانطباق بر قواعد ومناسبت با أذواق سليمه . ( والوتر الموتور ) ج - واي كشته كه خون كسانش ريخته شده . ش - وتر عطف است بر ثار كه مناداى مضاف منصوب است ، وبه تبعيت منصوب است ، و " وتر " در أصل به معناى طاق وطاق كردن است ، وبه معنى ذحل كه كينه وخون باشد آمده ، وبه معنى نقص وجنايت وكشتن نزديكان هم آمده . ودر ( صحاح ) مىگويد كه لغت أهل عاليه اين است كه وتر به معنى فرد