تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
مىتوان استفاده كرد كه ثار بمعنى مصدري باشد ، ولفظ أهل محذوف ومقدر شود ، واضافه ثار به الله اضافه مصدر به فاعل باشد ، يعنى اى أهل طلب كردن خدا خون تو را ، واين خلاف ظاهر است ، وتقدير خلاف أصل . ثاني - آنچه شيخ جليل فخر الدين طريحى در ( مجمع البحرين ) احتمال داده كه تصحيف ثاير باشد ودر ( بحار ) هم مذكور است ، وتقريبي براي اين وجه به هيچ وجه ذكر نكرده اند ، ومىشود اضافه ثائر به الله بتقدير لام باشد يعنى در راه خدا وبراي خدا خونخواهى كرد ، واين به ملاحظه أصحاب وأولاد آن جناب است ، يا به ملاحظه خونهاى ناحقى كه در دولت معاوية ويزيد ريخته شد ، وبه همين تقرير " وابن ثاره " توجيه مىشود ، واعتبارات ديگر هم در اضافه متمشى است كه بسيار بعيد است ، واين وجه لفظا ومعنا خللى واضح دارد : اما لفظا التزام به تصحيف با توافق نسخ صحيحه غريب است ، با اينكه حاجتي به اين اعتبار نيست ، چه دانستى كه ابن أثير وزمخشرى هر دو منطبق اند بر صحت استعمال ثار بمعنى ثائر ، ودر كلام زمخشري دو وجه بود ، وگويا اين دو محدث عليم عبارت ( أساس ) و ( نهاية ) را نديده باشند ، واگر نه بسى مستبعد مى آيد كه ملتزم به تصحيف شوند . وأما بحسب معنى كه ظاهر است كه اين لقب به اين اعتبار نيست خصوصا در بعض زيارات قرائن بر خلاف اين معنى يافت مىشود ، مثل اينكه لفظ في السماوات والأرض بعد از وتر موتور است كه ظاهر يا جائز رجوع أو به هر دو است كه با اين احتمال مناسب نيست . ووجه ديگرى در ( مشكلات العلوم ) فاضل محقق نراقي مذكور است كه محصلي جز همين معنى ندارد ، اگر چه وجه دلالت را چنانچه بايد بيان نكرده ، وما به جهت اختصار ، از ذكر وانتقاد أو صرف نظر مىكنيم . ثالث - اينكه ثار به معنى دم باشد ، وكلام مبتنى بر تنزيل وتقدير شود يعنى