تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
منتقل باشد ، ودر مثل " يا لثارات الحسين " بنابراين وجه تقدير يا أهل ثارات الحسين است يعنى أهل طلب خون حسين ، وگاهى ثار را به معنى قاتل مى آورند . ودر ( نهاية ) اين معنى را بر اين وجه تأويل كرده كه به معنى موضع ثار است ، يا به حذف مضاف يا مجاز بعلاقه ملابست وحلول ، على هذا در مثال مذكور مراد نداى قبيله است كه به جهت تفظيع وتقريع ندا مىشوند تا از دوستان جدا شوند ، وحالشان معلوم شود . وزمخشرى در ( أساس ) آورده كه آنجا كه به معنى طالب است از قبيل استعمال مصدر است در اسم فاعل مثل عدل ، ودر ثاني از قبيل استعمال مصدر است در اسم مفعول مثل صيد ، ودر " يا لثارات الحسين " ثار به معنى نفس ذحل ودم است ، ونداى آنها به اين جهت است كه گويا مىگفتند اى خونهاى حسين حاضر شويد كه اكنون وقت طلب كردن شما است ، واين كلام از صدر تا ساق در غايت متانت ونهايت قوت است ، وحاجت به تكلفات ابن أثير ندارد . واحتمالي ديگر در ثار بمعنى طالب داده كه مخفف ثائر باشد مثل شاك كه مخفف شائك ، وبنابراين همزه محذوف است والف فاعل باقي پس واجب است كه به صورت الف تلفظ كند ، به خلاف وجوه سابقه كه چون كلمه مهموز است أصل در أو همزه است والف به جهت تخفيف است ، اگر چه غالب استعمال اين كلمه با الف است ، واز اين جهت در كتب مزار همه به صورت الف لينه ضبط شده ، واشكالى ندارد ، واين احتمال اگر چه بعيد است ليكن أولى تر از احتمال ابن أثير است ، چون اين مقدمه را دانستى بدان كه در اين كلمه چند وجه محتمل است : أول - آنچه از كلام فاضل متبحر محدث مجلسي قدس سره در ( مزار بحار )