تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
يكى آنكه فاطمه اسم فاعل به معنى مفعول باشد مثل ماء دافق و " عيشة راضية " ( 21 / 69 ) واين به غايت بعيد است ، چه در أمثلة مذكوره هم محمول بر مجاز در اسناد است ، چنانچه علماء بيان متعرض شده اند ، وغالبا اين گونه احتمالات از قشريين نحات كه از نيل لباب لطايف عربيت ودرك صفوة بدايع كلام محروم اند صادر مىشود . ديگر اينكه فطم هم لازم باشد ومتعدى ، واين احتمال را فاضل محدث مجلسي قدس سره با احتمال أول ذكر فرموده ، واين احتمال را از عبارت ( قاموس ) استظهار كرده كه گفته " أفطم السخلة حان ان تفطم ، فإذا فطمت فهي فاطم ومفطومة وفطيم " انتهى . ودلالت اين عبارت بر استعمال بر وجه لزوم ممنوع است ، بلكه ظاهر أو - بر فرض صحت نقل - شاهد احتمال أول است كه از قبيل سركاتم ، ومكان عامر باشد ، كه بي نظران از أهل نحو أو را فاعل بمعنى مفعول دانسته‌اند ، وبر مشرب تحقيق هر يك به اعتباري بر معنى خود باقيند ، مثلا سركاتم معنى أو اين است كه سرى است كه از بس استعداد كتمان أو بايد داشت گويا خودش كاتم خود است ، وهمچنين است سخله كه بزرگ شود ، چون آن وقت خودش هم در معرض دورى از مادرش است گويا أو خود را از شير باز مىدارد وبه اين ملاحظه أو را فاطم مىگويند . ومبعد اين احتمال اين است كه احدى از لغويين چندان كه فحص كرديم تصريح يا اشاره به استعمال بر وجه لزوم نكرده اند ، وطريقه ( قاموس ) بر اين است كه در اين موارد " لازم متعد " يا " يتعدى ويلزم " بگويد . وهم در اخبار بر خلاف اين احتمال واحتمال سابق تنصيص وتصريح شده
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 211 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي