تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
چنانچه در ( علل الشرائع ) از عبد الله محض ( 1 ) روايت مىكند كه أبو الحسن به من گفت - وظاهر اين است كه مراد حضرت سيد الساجدين باشد - چرا فاطمه را فاطمه نام كردند ؟ گفتم تا فرق باشد بين أو بين اسمها ، فرمود فاطمه هم از أسماء است ، ولكن وجه اسم أو آنست كه خداى تعالى عالم به كائنات بود ومىدانست كه چون پيغمبر از قبائل عرب زن مىگيرد ، وآنها طمع در وراثت خلافت مىكنند چون فاطمه متولد شد خدايش فاطمه نام كرد ، وخلافت را در أولاد أو قرار داد وديگران را مقطوع داشت ، واز اين جهت أو را فاطمه نام كردند " لأنها فطمت طمعهم " ومعنى فطمت قطعت ( 2 ) . اين حديث شريف مصرح است به اينكه فاطمه اسم فاعل متعدي است ، واگر چه در وجه أو مخالف است ، وليكن جمع بين اينها جايز است ، كه هم منع خود از طمث كرد ، وهم منع شيعه وذرية از نار ، وهم منع أرباب طمع از وراثت خلافت كرده ، وليكن اگر حمل بر معنى لازم شود ، يا به معنى اسم مفعول باشد بايد اين خبر طرح شود . تنبيه عبارت اين حديث چنان كه شنيدى مشتمل بر سؤال وجوابي است كه مجيب أبو الحسن است ، وبيان اين وجه تسميه از أو است ، ومؤرخ معاصر در كتاب ( ناسخ التواريخ ) سؤال وجواب را هر دو نسبت به عبد الله محض داده ونظم حديث شاهد بر تعدد است ، چه أولا در جواب اشتباه كرده بود ، وچنان گمان داشت كه
هامش
( 1 ) عبد الله بن الحسن بن حسن علل وبحار الأنوار . ( 2 ) علل الشرائع باب 142 ص 178 ط مكتبة الحيدرية في النجف وبحار الأنوار : 43 / 13 رقم 7 .