واين دليل كه ما در اين مقام يادداشت كرديم اگر چه كافى است براي هوشمند
حقيقت شناس ، ومجاهد هدايت طلب ، ولى ما از جهت اتمام حجت چند فقره
از اخبار أهل سنت در اثبات وصايت آن جناب از كتب معتبره ايشان نقل مىكنيم ،
واز خداى تعالى توفيق امداد مىطلبيم ، چه منازع در اين مسألة همين فرقهاند
چنان كه تصريحا وتلويحا در نفى اين مقام كوشش دارند ، از آن جمله :
أحمد بن عبد ربه قرطبى اندلسى در كتاب ( عقد ) مىگويد : رسول الله صلى الله عليه وآله در
حق علي گفت : " أنت مني بمنزلة هارون من موسى " ( 1 ) .
وشيعه از اينجا مدعي شدند كه أو وصي است ، وبه اين سخن مىخواهند رد بر
عقيدة شيعه كند در امر وصايت و " يأبي الله الا ان يتم نوره ولو كره الكافرون "
( 32 / 9 ) واين حديث از جمله متواترات است چنانچه در محل خود ثابت شده ( 2 ) .
واز آن جمله خوارزمي در ( مناقب ) از أبو الطفيل كه آخر صحابي است كه
وفات كرد روايت كرده ، وأو از علي عليه السلام كه پيغمبر فرمود : يا علي أنت وصيي ،
حربك حربي وسلمك سلمي .
هم در " مناقب " سند به حضرت صادق مىرساند كه از پدرانش نقل فرموده تا به
پيغمبر برسد كه فرمود خدا قبض روح پيغمبرى نكرد تا امر نكند أو را كه أفضل
عشيره وعصبه خود را وصى كند ، وامر كرد مرا كه وصي كن پسر عم خود علي را
كه ثبت كردم أو را در كتب سلف ونوشتم در آنها كه وصى تو است ، وبر اين
ميثاق خلايق وأنبياء ورسل خود را گرفتهام ، ميثاق گرفتهام از ايشان بر ربوبيت
براي خود وبر نبوت براي تو وبر وصايت وولايت علي براي تو .
وهم در ( مناقب ) به همين سند است كه پيغمبر صلى الله عليه وآله به أم سلمة فرمود :
هامش
( 1 ) عقد الفريد : 2 / 194 ط الشرفية بمصر .
( 2 ) رجوع شود به عبقات الأنوار قسم حديث المنزلة واحقاق الحق 5 / 132 . . .