تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
حذف متعلق نيز مفيد عموم است ، پس هيچ چيز هرگز از پيغمبر بتوسط غير على نخواهد رسيد . تو به تاريكى على را ديده اى * زين سبب غيرى بر أو بگزيده‌اى ( مراجعه شود به صفحه 448 ) ( وابن سيد الوصيين ) ج - واى پسر آقاى أوصياء ش - در شرح اين كلمه نيز در دو مطلب بايد سخن گفت : مطلب أول : در اثبات وصايت آن جناب . بدان كه وصى عبارت از كسى است كه انسان اختيار أموري كه در حيات اختيار داشت به آن كس بعد از ممات واگذارد ، چنانچه اين معنى از كتب لغت ومجاري استعمالات ظاهر مىشود ، وچون أمور راجعه به أنبياء نشر احكام وهدايت أنام واقامه نظام است ، وصايت آنها نيابت در اين أمور است ، وناچار اين مقام را كسى بايد متصدى باشد كه عالم به جميع ما يحتاج اليه الأمة باشد ، ودر محاسن اخلاق ومكارم آداب كه لازمه رياست عامه است از قبيل شرافت نسب ، وزهد ، وجود ، وشجاعت ، وفضيلت از ساير خلق ممتاز باشد تا بتواند به كارهاى پيغمبرى برسد ، وتتميم غرض بعثت وابقاء آثار شريعت بكند ، چه در هر يك از صفات مذكوره اگر نقصى باشد در جهتي از أمور خلق نقصى خواهد عارض شد ، وما چون بىطرفانه نگاه كنيم ، وبي غرضانه رجوع به اخبار نمائيم علم قطعي حاصل كنيم كه در أمت مرحومه كسى در اين صفات وساير كمالات به درجه أمير المؤمنين نرسيده . اما جهت شرف راجع به غير ، أول هاشمي بوده كه پدر ومادرش هاشمي باشند ، پدرش أبو طالب عم وناصر ومعين پيغمبر بود ، كه خدمات أو در اسلام روى زمين را گرفته ، ودوست ودشمن حتى نواصب وخوارج نتوانستند انكار
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 197 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي