تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
أهل ايمان را ، وبه ظاهر اين خبر دلالت مىكند بر اينكه اشتقاق أمير از مار يمير است چنانچه جماعتى تصريح به اين كرده اند ، لهذا در صدد توجيه وتأويل برآمدند وچند وجه در أو ذكر شده است : أول : اينكه اين كلمه مشتمل بر قلب مكاني است يعنى عين الفعل را نقل به مكان فاء الفعل ، وبعد از آن اشتقاق اين لفظ نمودند ، واين وجه بغايت ضعيف وسخيف است ، چه " مار " أجوف است ، و " امر " مهموز ، واگر قلب هم شود با اينكه خود قلب خلاف قاعده ومنافى أصل است بايد " يمر " شود ، وصفت مشبه أو " يمير " است مگر آنكه موجه ملتزم شود بعد از نقل ، به قلب " ياء " به همزه اعتباطا وعلى خلاف القياس تا مصداق حقيقي زاد في الطنبور نغمتا شود . وجه ثاني : اينكه اين كلمه بر سبيل حكايت است ، چون آن جناب متكفل رسانيدن ميره وطعام أهل ايمان شد ، فرمود " أنا أمير المؤمنين " وهمين جمله اسم مبارك شد چنان كه در " تأبط شرا " گفته‌اند ، واين وجه اگر چه في الجملة أقرب است از أول ، ولى آن هم ضعيف است ، چه اگر جمله را اسم چيزى قرار دهند تغيير در اعراب نمى دهند ، وعليهذا بايد لفظ أمير هميشه بضم باشد حتى در حال نصب وجر ، واعرابات مختلفه در وداخل نشود ، چه فعل است وجزء كلام ، واين هم