تابع و پيرو نيز اجابت كن ، و مقصود از تبعيّت پيروى كردن حقيقى است كه با بيعت عام يا خاص حاصل مىشود .
و چون تابع به سبب آن بيعت با متبوع ارتباط پيدا مىكند بلكه از ناحيهى لطيفهى روحانى حاصل از باطن او بيعتكننده كه تابع روحى است از متبوع متولّد مىشود .
پس تابع به علّت تبعيّت جزيى از متبوع گشته و بعضى از آن مىگردد ، از آن متولّد شده و از آن ناشى مىشود .
وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
هر كس نافرمانى كند تو بخشندهى مهربانى پس با آنها با شأن خودت معامله كن نه با شأن آنها .
در اخبار ما ( اماميّه « 1 » ) وارد شده است كه هر كس ما را دوست داشته باشد او از ماست ، و هر كس ما را اطاعت كند از ماست ، و هر كس پرهيزكار باشد و صالح گردد او از ما اهل بيت است .
رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي
« 2 » پروردگارا من بعضى از ذرّيّهام را در آن سكنى دادم ، و آن اسماعيل است ، چنانچه در اخبار ما وارد شده : « 3 » كه ، ما بقيّهى آن ذرّيّه هستيم ، و آنها ما
هامش
( 1 ) تفسير الصافى 3 : ص 9 - تفسير العياشى 2 : ص 231 ح 35 .
( 2 ) در كافى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : به خدا قسم كه ما ائمّه ذرّيّه و بقيّهى عترت حضرت ابراهيم عليه السّلام مىباشيم .
( 3 ) تفسير الصافى 3 : ص 90 تفسير العياشى 2 : ص 232 / ح 36 تفسير القمى 1 : ص 371