است و حدّى ندارد .
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
اگر نعمتهاى خدا را كه با درخواست و سؤال مبتنى بر استعداد به شما داده است بشماريد ، نمىتوانيد آن را چنان كه هست برشمريد ( زيرا كه به مثابه ارتباط يك جزو كوچك ناچيز به كلّ هستى و تمام آنچه در عالم كبير و صغير هست بوده و بىنهايت است ، چه رسد به همهى نقشها كه بىنهايت در بىنهايت است ) .
إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ
اين جمله جواب سؤال از حال انسان در مقابل آن نعمتها است ، يعنى اين كه انسان ستمكار است و نعمت را در آنچه كه به خاطر آن نعمت داده شده به كار نمىگيرد و مستحقّ را از حقّ منع كرده و به غير مستحقّ مىدهد ، و
كَفَّارٌ
ناسپاس است و نعمت دادن حق را در خود نعمت مىپوشاند و به انعام و منعم نگاه نمىكند بلكه فقط توجّه او به ذات نعمت است بدون توجّه به نعمت بودن نعمت و از جانب غير بودن آن ، بلكه او نعمت را به خودش نسبت مىدهد و مىگويد : من داراى علم شدم و خودم استحقاق آن را داشتم .
آيات 41 - 35
[ سوره إبراهيم ( 14 ) : آيات 35 تا 41 ]
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ ( 35 ) رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ