تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
روزى داديم انفاق كنند از قبيل اعراض و قواى عملى و نظرى و وجاهت و حشمت .
سِرًّا
انفاق به صورت سرّى و پنهان باشد از مردم و از شخص مورد انفاق و از ملائكه و از خودشان .
وَ عَلانِيَةً
محتمل است كه ( سرّا و علانية ) متعلّق به ( رزقناهم ) باشد كه اشاره به نعمت‌هاى ظاهرى و باطنى باشد .
مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ
پيش از آن كه روزى بيايد كه ديگر خريدوفروش در آنجا نيست تا آنچه را كه در آن كوتاهى و تقصير كرده با خريدن جبران كند ، يا اين كه مالش را بفروشد و قيمت آن را فداى خودش بكند .
وَ لا خِلالٌ
و هيچ دوستى هم در آنجا نيست كه بخواهد براى دوستش شفاعت كند .
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
خداست كه آسمانها و زمين را آفريد ، نه غير خدا ، پس شما را چه شده است كه خداوند امر به انفاق مىكند و اطاعت نمىكنيد با اين كه همه چيز دست خدا است .
وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً
« 1 »
فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ
هامش
يا اخروى و گاهى به نصيب گاهى به غذايى كه وارد جوف مىشود . خلاصه رزق عطايى است كه از آن منتفع مىشوند خواه طعام باشد يا علم و يا غير آن . ( 1 ) آب ، ماده‌ى سيال معروف ، و در اصطلاح مراد از آن معرفت است و به معناى فيض ، فكر ،