اختيار مىكند ، و آن كس كه به رنگ هر دو درمىآيد گاهى دنيا را اختيار مىكند و گاهى آخرت را .
و چون از لفظ ( كافرين ) بر حسب استعمال كسانى را كه در كفر جايگير شدهاند ، به ذهن مىآورد استحباب و اختيار را با صيغهى مضارع آورد كه دلالت بر استمرار بكند .
و به دنبال آن اين جمله را نيز
وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً
به صورت مضارع آورد تا دلالت بر استمرار بكند ، و گرنه آن كسى كه به رنگ ايمان و كفر هر دو درمىآيد .
بيشتر اوقات از راه خدا باز نمىگردد و راه راست را كج نمىكند بلكه آن را راست و پايدار مىخواهد .
أُولئِكَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ
نسبت بعد و دورى به گمراهى مجاز است .
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
گويا كه آنان توهم نمودند كه رسول از جانب خدا بايد زبانش طورى باشد كه كسى از اصحاب لغات آن را نداند ، و شايد هم اين توهم را آنان بر زبانشان جارى كرده باشند .
لذا خداى تعالى فرمود :
( وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ )
لِيُبَيِّنَ لَهُمْ
تا براى آنان بيان كند ، زيرا كه مقصود از ارسال رسول تبليغ است ، و تبليغ ممكن نيست مگر با بيانى كه بتواند