و تقييد به ( قول ) و گفتار براى اين است كه خبر دادن و آگاه كردن به قضايا و نسبتها مربوط مىشود كه آنها اقوال و گفتارهاى نفسانىاند .
بعضى گفتهاند : معناى آيه اين است كه آيا آنها را با گفتار و قول ظاهرى شركا مىدانيد بدون اين كه حقيقتى براى او اعتبار كنيد ، چنانچه زنگى را كافورى مىناميد « 1 » ، ولى آنچه را كه شما شريك قرار دادهايد هيچ يك از صفات مذكور را ندارد .
بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ
بلكه مكر و حيلهى رؤسا و بزرگان كفّار براى كافران زينت داده شده ، رؤسايى كه براى آنها عبادت و پرستش شركا را وضع كردند ، و با فريب و مكر و حيله به آنها چنين وانمود كردند كه شركا بر ضرر يا نفع قدرت و توانايى دارند ، چنانچه پيامبران را با شركا و بتها مىترسانيدند .
وَ صُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ
آنها از راه مكر و فريب رؤسا و بزرگانشان مردم را از راه حقّ بازداشتند .
كه راه حقّ همان راه قلب است و به وسيلهى آن ولايت تكوينى ظاهر و ولايت تكليفى حاصل مىشود .
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
زيرا هدايت هر هادى و راهنمايى جز هدايت خدا نيست ، پس نمىتواند با گمراه كردن خدا
هامش
( 1 ) مفهوم اين ضرب المثل است كه ، بر عكس نهند نام زنگى كافور يعنى سياه زنگى را نام كافور مىنهند كه بسيار سفيد است .