مقصود اين است كه تو آنچه را كه وحى كرديم تلاوت مىكنى و لكن آنها به خداى بخشنده كفر مىورزند .
قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
تعميم بعد از تخصيص است ، يعنى او پروردگار من و پروردگار هر چيز است ، زيرا خدايى جز او نيست
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
در همهى كارهايم به او توكّل نمودم . « 1 »
وَ إِلَيْهِ مَتابِ
در مبدأ و معادم و معاشم به غير او نظر نمىكنم ، بلكه به ربوبيّت و خدايى او براى خودم و براى هر چيز نظر مىافكنم ، و به حفظ و يارى او در هر حال نظر مىكنم ، و به همين جهت بر او توكّل كردم و براى خودم مرجع ديگرى نمىبينم .
آيات 34 - 31
[ سوره الرعد ( 13 ) : آيات 31 تا 34 ]
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً وَ لا يَزالُ
هامش
( 1 ) توكّل : واگذار كردن كار است به كسى كه بدان اعتماد باشد ؛ نيز به معناى واگذارى امور شخص است به مالك خود و اعتماد بر وكالت او ؛ و مالك شيء كسى است كه مقتدر باشد بر آن در جهات مصالح او و در اصطلاح سالكان واگذارى امور است بر مالك على الاطلاق ، گفته شده : توكّل ، توسّل به خداست و عارفى ديگر مىفرمايد : نخستين مرحله توكّل آن است كه بنده در برابر خدا ، چون مرده باشد در دست غسال كه هرطور خواهد او را زير و رو كند و حركت و ارادهاى از خود نداشته باشد .