وَ الشَّهادَةِ
« 1 » چيزى كه ادراكات آن را درك مىكنند ، يا مقصود اين است كه عالم و دانا به عالم غيب « 2 » و عالم شهادت است
الْكَبِيرُ
كسى كه توصيف نمىشود .
الْمُتَعالِ
با عظمت خودش بر هر چيزى برترى دارد .
سَواءٌ مِنْكُمْ
در علم خدا مساوى است و فرقى نمىكند
مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ
گفتهى كسى به سر سخن گويد يا آشكار .
وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ
و كسى كه در تاريكى و ظلمت شب است يا روشنى روز يعنى چه به سر سخن گويد چه آشكار ، براى خدا همه يكسان است ، و او بر همه آگاه است .
لَهُ مُعَقِّباتٌ
فرشتگان نگهبانى هستند كه بعضى به دنبال بعض ديگرند ، لفظ ( معقّبات ) از ( عقّب تعقيبا ) است يعنى به دنبال او
هامش
( 1 ) شهادت : مقابل غيب است ، عالم شهادت نزد عارفان ، جهان سرايى يعنى نمود است نه بود ، و وهم و خيال است نه حقيقت . ( خواجه عبد اللّه انصارى : كشف الاسرار )
( 2 ) غيب : در برابر شهادت ، و عالم غيب در برابر عالم شهادت است ؛ عالم غيب ، جهان ارواح ، عقول مجرد است و عالم شهادت ، پرتو و فيضى از عالم غيب ؛ غيب حاكم بر شهادت است و چون انبيا و اوليا بر عالم غيب دسترسى دارند ، از حوادث عالم شهادت خبر مىدهند .
شاه نعمة اللّه فرمايد :آيت غيب و شهادت را بخوان * وحدت و كثرت از آن هر دو بدانغيب باطن دان شهادت ظاهرش * آن يكى اول بگير آن آخرشعارفانه آمدم از غيب در غيب الغيوب * جمع و تفصيل وجود خويشتن را يافتم