تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
كه بعضى از آن مراتب بالامكان و بعضى بالفعل حاصل است ، پس يك مرتبه از آن مراتب بدن جسمانى است ، و يك مرتبه از آن نفس نباتى است ، و مرتبه‌ى ديگر نفس حيوانى ، و مرتبه‌ى ديگر نفس انسانى است ، و مرتبه‌ى قلب و مرتبه‌ى روح و هكذا . . . تا جايى مىرسد كه نه از آن خبرى است و نه اسم و رسمى ، و چون بيشتر مردم از مدارك حيوانى فراتر نمىروند ، و با شعور تركيبى مراتب مجرد انسان را مشاهده نمىكنند . بلكه در همان مقدار هم كه مشاهده مىكنند انسان را در مرتبه‌ى جسمانى و فعليّت طبيعىاش منحصر مىكنند و مشاهده مىكنند كه مرگ « 1 » آن مرتبه را از بين مىبرد ( و فاسد مىكند ) ، و ديگر نمىدانند كه انسانيّت بدن عرضى است كه به سبب تعلّق نفس انسانى به بدن عارض بر آن ( بدن ) مىشود ، و اين كه بدن حجاب انسانيّت و مانع از ظهور و فعليّت آن است به نحوى كه اگر بدن نبود انسانيّت در كمال وضوح روشن و آشكار مىشد . . .
هامش
كه اعيان ثابته‌اند و مخلوق خداوند ؛ گويند هيجده هزار عالم ( تا پنجاه هزار هم گفته‌اند موجود است . ( فرهنگ اصطلاحات عرفانى ) مولوى گويد :گر به ظاهر عالم اصغر تويى * دان به معنا عالم اكبر تويى( 1 ) مرگ در اصطلاح عرفا به معناى خلع جامه‌ى مادّى و طرد قيود و علايق دنيوى ، توجّه به عالم معنوى و فناى در صفات و اسما و ذات است . ( اصطلاحات عرفانى دكتر سجّادى )