و فرمود :
وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ
« 1 » از هر چيزى به صورت جفت و دو تا در روى زمين قرار داد ، فايدهى تأكيد لفظ
زَوْجَيْنِ
به دو تا بودن
اثْنَيْنِ
اشعار به اين است كه اهميّت تنها به جنس نيست بلكه به عدد است ، و مقصود از
اثْنَيْنِ
آن زوجى است كه در كوهها و جزيرهها بدون تربيت كردن مربّى پديد مىآيد .
و نيز مقصود آن چيزى است كه با تربيت دو دست انسان در بساتين و مزرعهها كاشته مىشود ، چنانچه خداى تعالى فرموده :
ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ . . .
تا آخر آيه .
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ
« 2 » يعنى ، بر شب روز را مىپوشاند
هامش
( 1 ) تبيان : يعنى دو جور و دو رنگ ، و كلمهى اثنين يا براى تأكيد است يا براى توضيح اين كه مقصود دو جور و دو رنگ است ؛ كشف الاسرار : يعنى ترش و شيرين ، تلخ و گوارا ، سرد و گرم ( مترجمين )
( 2 ) شب : گاه كنايه از عالم غيب ، و گاه عالم جبروت است . شب دو حرف است شين و با ، شين او شفقت و انّك لعلى خلق عظيم و باى او بركتبسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، شب باغ يقين است چمن از آن المتّقين است ؛ شب پناه انبياست ، خلوتگاه اولياست . ( كنز السالكين خواجه عبد اللّه انصارى )ما شب روان كه در شب خلوت سفر كنيم * در تاج خسروان به حقارت نظر كنيمروز : تتابع انوار را روز گويند ؛ همچنين ، پرتو وجود را روز گويند ؛ روز پنج روز است : يكى روز مفقود ، روز دنياست كه بر تو گذشت . ديگر روز مشهود ، كه تو در آنى ، اگر خود را دريابى و عمل كنى ، وقت آن يافتهاى ، به غنيمت دار . سوم روز مورود ، روز فرداست و وقت خود به اميد فردا ضايع نكن . چهارم روز موعود ، روز فرد است . نگر روزگار و هنگامى كه عمر به آخر رسيده و جان به چنبر گردن ماند ، و در غرقاب حيرت افتاده و آب حسرت در ديده درآمد ، و آن روى ارغوانى ، زعفرانى گشته ؛ پنجم روز ممدود ، روز رستاخيز است .